تبليغاتX
خلوت من
خلوت من
تقدیم به تنها کسی که در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت.
      خوندن این مطلب 4 دقیقه بیشتر طول نمیکشه....
  جمعه 12 مرداد1386 (1:12 بعد از ظهر)

خيلي دلم گرفته
خيلي وقته از ته دل نخنديدم
نمي دونم چرا ...ولي دلم تنگ شده واسه ي اون دختر کوچولوي شيطون که هر کاري دلش مي خواست انجام ميداد و يه دعواي درست و حسابي باهاش مي کردند و بعد چند دقيقه مامان ميومد بقلش ميکرد .. بوسش ميکرد و مي گفت:
"عيبي نداره ديگه...گاهي اشتباه ميکني بايد متوجه بشي ..بابا اگه دعوات ميکنه دوست داره...." خلاصه همين جوري ادامه ميداد تا ناز و اداي من تموم شه...
ولي هيچ کدوم اينا ديگه اتفاق نمي افته و مثل يه آرزوي غير ممکن بايد تا آخر عمرم همراهم باشه.
از خودم بدم اومده ....
اخه چرا بزرگ ميشم ....چون شدم يه دختر 15 ساله همه يه جور ديگه بهم نگاه مي کنند..يه جور ديگه ازم انتظار دارن ...
آخه بابا به چه زبوني بگم از زندگي بزرگترا خوشم نمياد.....
دوست دارم برم سر يه کوه اينقدر داد بزنم که شايد يه نفر اون بالا بالاها ...توي آسمونا صدامو بشنوه ....
دوست دارم اينقدر گريه کنم که خدا خدا دلش برام بسوزه و منو دوباره متولد کنه..بهم بگه باشه دوباره زندگي کن ولي بدون
تو رو مي فرستم جايي که مردمش دلتو مي شکنند ...نکنه ناراحت بشي ..من هميشيه باهاتم ....به تو عشق ميدم تا اون مردمو دوست داشته باشي....بهت قلب ميدم تا عشقو توي اون جا بدي و به تو نويد آمدن مرگ رو ميدم تا بدني دوباره  برمي گردي پيش خودم....

بهت تبریک میگم تا اخرشو خوندی....خیلیا وسطش میگن این چرت و پرتا چیه

بعد میرن تا از قافله ی جهانی شدن عقب نمونن!!!

www.dokhtaraye-15-sale.blogfa.com

| نوشته شده توسط ستاره
      زندگی.....
  دوشنبه 8 مرداد1386 (8:29 بعد از ظهر)
    زندگي يعني بازي. سه ، دو ، يک … سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي… بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي

بچه ها چرا نظر نمیدین؟؟

من هنوز منتظرم....

| نوشته شده توسط ستاره
      این دفعه بچه ها میگن عشق چیه؟
  دوشنبه 8 مرداد1386 (8:21 بعد از ظهر)
     جمعی از متخصصان این سوال را برای گروهی از کودکان 4 تا 8 ساله مطرح کرده اند که "عشق به

چه معنی؟ " پاسخ هایی که دریافت کرده اند بسیار وسیع تر و عمیق از آن بوده که حتی کسی بتواند

تصور کند.بخونید خودتون ببینید..

از زمانیکه مادر بزرگم دچار آرتروز شد دیگه نمیتونست خم شود و ناخن های پاشو رو لاک بزنه از اون به بعد همیشه پدر بزرگماین کارو برای او انجام میداد. حتی وقتی که دستای خودشم آرتروز شد. این عشق است.(8 ساله)

عشق یعنی آن زمانی که مامان برای بابا قهوه درست میکنه و برای اطمینان از خوبی طعمش کمی از اون رو می نوشه!!!(7 ساله)

عشق اون زمانی است که به شخصی میگی از لباسش خوشت اومده و او از اون به بعد هر روز همون لباسو می پوشه!(7 ساله)

عشق یعنی اون هنگامی که برای خوردن غذا با کسی بیرون میری و بیشتر چیپس خودتو به او میدی بدون اینکه توقع متقابلی داشته باشی.(6 ساله)

عشق یعنی اون زمانیکه  مامان بهترین تکه مرغو برای بابا میذاره!!(5 ساله)

عشق اون چیزیه که در اوج خستگی لبخند رو بر لبانت میاره

عشقولانه بیده جییییگر!!

| نوشته شده توسط ستاره
     
  دوشنبه 8 مرداد1386 (6:58 بعد از ظهر)
      مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه

     وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عكس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه كه نمي توني عكسشو به ديوار بزني

Love

 

| نوشته شده توسط ستاره